ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

226

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

تنگ پوشانده و كلاه‌هاى بلند استوانه‌يى شكل از پشم سياه بر سر گذاشته‌اند . آنها پارچه‌هاى ابريشمين بخارا را براى فروش به بازار اين شهر بزرگ آورده‌اند . شتربانان تاتار با پاپاق‌هاى پشمالوى خنده‌دار از اعماق كردستان فرش‌هاى خوى « 1 » را - كه در اندرون بيش از هر جاى ديگر طرفدار و مشترى پروپا قرص دارد - تا اينجا حمل كرده‌اند . اعراب بغدادى كه عباى خاكسترى رنگ به دوش افكنده و كوفيه و عقالى از پشم شتر دور سر خود بسته‌اند ، جدا از سوارانى هستند كه عمامه‌هاى راه‌راه سرخ و آبى و نيزه‌هاى بلندشان نشان مىدهد كه از سردسته‌ها و رؤساى اكراد به شمار مىروند . اين عده از كردهايى هستند كه در شورش شيخ عبيد إله مورد سوءظن واقع شده‌اند ، شايد تا عمر دارند نتوانند كوه‌هاى اطراف درياچه‌ى اروميه را ديگر بار ببينند . بانوى متشخصى از برابر من گذشت كه بر قاطرى سوار بود او چنان خود را زير چادر و روبنده پنهان كرده بود كه از تمام اعضاى بدنش جز يك پاى ملوس - آن هم در شلوار تنگ ابريشمينى كه تقريبا به صورت جورابى بود و پاپوش ظريفى از پوست آهو - چيز ديگرى ديده نمىشد . خدمتكاران پياده دنبال خانمشان راه مىرفتند ولى آنها هم نظير بانوى خود لباس پوشيده بودند ، چون در كوچه لباس هر زنى بايد اين‌چنين باشد . يك مرد هر قدر زرنگ و چشم‌چران باشد ، ولو صدبار هم آنها را ببيند ، قادر نخواهد بود يكى را از ديگرى باز شناسد . عمامه‌ى كبود پيرمردى محترم نشان مىداد كه او سيد يعنى از اعقاب پيغمبر اسلام است . درحالىكه جمعى از روحانيون و مريدان دور او را گرفته بودند ، براى خواندن نماز به يكى از مساجد نزديك مىرفت . چند بازرگان - كه ريش و ناخن‌هاى خود را با حنا رنگ كرده بودند - با عجله راهى بازار بودند . آنها با تعصب و وفادارى تمام لباس قديمى خود را حفظ كرده‌اند ، لباسى كه عبارت از جامه‌ى سرمه‌يى رنگ بلندى است كه روى

--> ( 1 ) . مؤلف به علت اينكه چند طايفه از اكراد در اطراف شهرستان خوى زندگى مىكنند ، ظاهرا اين شهرستان را به جاى آذربايجان در اعماق كردستان دانسته است . نكته قابل يادآورى اينكه در اين كتاب چندين بار به عنوان مرغوب‌ترين و نفيس‌ترين فرش ، از فرش خوى اسم برده شده است . البته در ايران پرورش كرم ابريشم و نحوه‌ى استفاده از پيله اول بار در خوى به عمل آمده ( تحقيق استاد دكتر محمد امين رياحى ) يا اولين كارخانه ماهوت‌سازى در دوران عباس ميرزا نايب السلطنه در اين شهر ايجاد شده است . به اين ترتيب هرگاه صنعت حريربافى يا ماهوت‌بافى اين شهر معروف باشد جاى شگفتى نيست ، ولى در زمان‌هاى اخير از شهرت و نفاست فرش‌هاى اين شهر كم‌تر كسى سخن به ميان آورده است . م .